او بوده است ، مطلب را به او احاله داده . و ديگر مجلّدات را كه نيز مىگويند از قوّه به فعل خارج نگشته ؛ و كتاب شرح اربعين كه شمسة القلاده كتب او است ، سيّد عز الدّين كركى شاگردش نوشته ، به امداد من تأليف شد . در غايت جوده و نهايت حسن است ، و در نظر سيّد كركى ممتازترين كتب شيخ است . و هم مىنويسد كه بسيار مايل به تصوّف بود و در مباحثه منصف بود ، خود شيخ مىگويد وقتى در شام بودم اظهار مىكردم كه داراى طريقهء شافعيه هستم .
شيخ بهاء الدّين در عرفان و تصوّف كلمات نظم و نثر بسيارى دارد كه معلوم مىشود اهل آنها بوده 126 ، در سلسلهء نوربخشيه هم شجره او را صاحب " طرائق الحقائق " ذكر كرده كه نثر صريح است بر تصوّف او . سيّد جزايرى و صاحب " حدايق " با آنكه مدعى برائت او هستند ولى تبرا آنها به خوبى ، تصوّف او را ثابت مىكند . ملّا محمّد باقر مجلسى به همين سبب به او نظر تحقير داشته [ است ] .
مدّت چندين سال شيخ به سياحت گذرانيد ، كه صاحب سلامه مدّت آن را سى سال نوشته ، به اين مضمون كه پس از حصول رياست و شيخ الاسلامى براى او رغبت در فقر و سياحت پيدا كرده مناصب را ترك كرده به سياحت پرداخت .
طالوى ابو المعالى در حالات او نوشته در بلاد گردش نمود تا به مصر رسيد ، و در مدّت اقامت به مصر با استاد محمّد بكرى ملاقات مىنمود و ازآنجا به قدس شريف رفته ، و نقل نمودهاند از مقدسى كه شخص با مهابتى به بيت المقدس وارد شد ، در فناى حرم منزل كرد و لباس سياحين را دربرداشت . از معاشرت اجتناب مىكرد ، و پس از مدّتى كه از حال او اطّلاع يافتيم معلوم شد محمّد بهاء الدّين همدانى حارثى است . و ازآنجا به قصد شام حركت كرد در دمشق به محله ضراب منزل گزيد ، و در مجلسى ، با حسن بورينى كه از بزرگان علماى آنجا بود ، مجتمع شده . بورينى در ورود به مجلس صاحب ترجمه را با
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 333
مساهمون: مير سيد على جناب
ص٣٣٣