تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
بوده‌اند و سياست ، وجود يك نفر شيخ الاسلام كه واقعا با شيعه باشد و ظاهرا با اهالى سنّت مأنوس باشد در آنجا لازم داشته‌اند ، والد شيخ را ارسال به هرات مىكنند و چند قريه از هرات به‌طور تيول به او واگذار مىكنند ، تا پس از هشت سال مراجعت به قزوين مىكنند و اذن مىخواهند از شاه جهت رفتن حج ، شاه شيخ بهايى را اجازه نمىدهد و در قزوين به شغل پدر مشغولش مىدارد ، و والدش مىرود به حج و در مراجعت به بحرين توقّف مىكند و همان‌جا فوت مىشود و مكتوبى جهت شيخ بهايى مىنويسد . خلاصه آنكه : اگر طالب دنيا هستى در هندوستان توقّف كن ، و اگر آخرت را مىطلبى بيا نزد من ، و اگر نه دنيا و نه آخرت را مىخواهى همان‌جا متوقّف باش . اين وقت « * » شيخ بهايى را قريب بيست و چند سال مىبود ، چه هفت‌سالگى به عجم آمد ، سه سال اصفهان مانده ، هفت سال قزوين و هشت سال هرات ، كه مرتبه افاضت مىنشيند . 124 اين حالت طولى نداشته ، چه گويند بعد از رياست داشتن در قزوين مايل به حج و سياحت و گردش مىشود و سى سال مدّت مسافرت او بوده است ، در حجاز و شام و عراق و هرات و غيره . پس از آن در اصفهان متوطّن مىشود كه زمان سلطنت شاه‌عبّاس بوده است ، و معروف است منزل او نزديك طوقچى و شهشهان بوده ، و هنوز در مدرسهء باباقاسم - واقعه در جنب مقبرهء باباقاسم - حجره‌اى است معروف به توحيد خانهء شيخ بهايى ، كه مواقع مخصوصه فكر و ذكر خود را آنجا به جامى آورده است ، و در تكيه بابا ركن الدّين هنوز گنبدى است معروف به چله‌خانهء شيخ بهايى ، كه گويند در آنجا اعمال رياضات و اربعين به سر مىآورده است . 125 و هم در مجلس شاه‌عبّاس ، كرسى مخصوصى داشته است كه روى كرسى مىنشسته و كارهاى مهم شرعيّه را از قبيل موقوفات و فتاوى
هامش
( * ) كه داراى رياست علميه دار السلطنه مىگردد . ( مؤلف )
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 331 | مير سيد على جناب