علما ، جهت او خانه مىخرد به او مىدهد . زيرا سيّد بيدآبادى « * » نوع علماى زمان خود را خانه داده است . سيّد شفيع از شاگردان حاجى كرباسى و سيّد بيدآبادى بود ، و روزگار او با كمال تنگدستى گذشته است و تأليفاتى در فقه 114 و رجال كرده است .
وفات او در سنه 1274 پس از شصت و سه سال زندگانى ، قبر او تكيه آحسين خوانسارى ، اولاد او خانواده بزرگى در محلهء شهشهان دارند . اغلب اهل علم و پريشانروزگار و خيلى سادهلوح ، در فقه و رجال ، متتبّع بوده [ است ] .
آسيّد محمّد شوشترى
فرزند آسيّد شفيع ، مانند پدر ، آسيّد شفيع شوشترى در فقه و رجال تتبّع و تدريس داشته . اوقاتش به گوشهنشينى و وارستگى گذشت . در سنهء هزار و سيصد و بيست و دو وفات نمود .
ملّا حسن على شوشترى
فرزند ملّا عبد اللّه شوشترى است ، مجلسى و جمعى ديگر از علما از او اجازه گرفتهاند . رسالهاى در حرمت نماز جمعه بر خلاف عقيدهء ملّا عبد اللّه كه قايل به وجوب عينى بوده نوشته است ، و نيز رساله در مناسك حج .
پدرش را با او علاقهء محبّت زيادى بود ، اتّفاقا مرضى او را روى داد كه حواس پدر را پريشان ساخته بود ، والد او در مسجد در وقت امامت سورهء منافقين را در نماز قرائت كرد تا رسيد به آيهء
( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَ
هامش
( * ) همان سيد محمد باقر رشتى ( شفتى )