تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
مولا عبد اللّه از احتياط آنكه ناخن‌هايش دراز نشود كراهت داشته باشد ، همه روز مىچيده . مولا عبد اللّه از حيث مأكول و ملبوس در نهايت قناعت مىگذرانده . يك پارچه عمامه را به چهارده شاهى خريده بود و چهارده سال با او گذرانيد . ملّا محمّد تقى مجلسى حكايت كرده كه به همراهى او وقتى به ديدن شيخ ابو البركات واعظ مسجد جمعه رفتيم كه معمّر بود و قريب صدسال عمر داشت ، شيخ ابو البركات بعد از قدرى صحبت با ملّا عبد اللّه به او گفت كه من از شيخ على محقّق بىواسطه اجازه دارم و به تو هم اين اجازه روايت را مىدهم ، پس از آن ظرف شربتى دستور داد براى ملّا عبد اللّه آوردند ، ملّا عبد اللّه از ديدن شربت تعجّب كرد و گفت تاكنون تصوّر نمىكردم كه غير از مريض ، كسى شربت بياشامد . باز ملّا محمّد تقى بعد از مدح و ستايش بسيارى از ملا عبد اللّه ، مىگويد كه من اكثر كتب عقليه و نقليه را نزد او خوانده‌ام و اجازهء روايت همه كتب را به من داد و بااين‌كه معتقد بود امروز « * » به سبب شهرت و تواتر كتب اربعه نسبت به محدثين ثلاث « * * » ديگر كسى محتاج به اجازه آن‌ها نيست . در دهه اول محرم هزار و بيست و يك وفات نمود ، و نماز او را من خواندم با قريب يك‌صد هزار نفر جمعيّت و چنين اجتماعى را كسى خاطر نداشت . در مزار اسماعيل بن 116 زيد بن حسن ، ابتدا او را دفن نمودند ، و بعد از يك سال جسد او را بيرون آوردند در حالتى كه هيچ تغييرى نكرده بود و حمل به كربلا نمودند . و هم گفته است كه
هامش
( * ) زمان ملّا محمّد تقى مجلسى . ( مؤلف ) ( * * ) شيخ طوسى ، ابن بابويه ، كلينى . ( مؤلف )