رسيد و چندى هم كلانتر آنجا شده و در اثناى كلانترى به حكم نادر شاه مقتول گرديده ، در سنهء 1156 . از اوست :
ز سوز عشق تو آن را كه نيمه جانى هست * چو شمع تا نفس آخرش زبانى هست
شورا ( شاعر )
از متأخرين مجمع الفصحاء ، اسمش ميرزا احمد فرزند آقا محمّد هاشم نسخنويس ، داراى خط خوش و صاحب نظم بوده ، چندى به وزارت امام قلى ميرزا فرزند محمّد ولى ميرزا گذرانيده « * » . از اوست :
به من از اينكه سر خشم و ميل و كين دارد * يقين كه مهر و وفاى مرا يقين دارد
همه به مرگ رقيب ار بود نمىخواهم * زمانه خاطر شاد تو را غمين دارد
آسيّد شفيع شوشترى
از اولاد سيّد نعمت اللّه جزايرى است ، اينطور : فرزند آسيّد محمّد بن سيّد عبد الكريم بن سيّد محمّد جواد بن سيّد نور الدّين بن سيّد نعمت اللّه جزايرى . در بدايت حال مادرش وفات كرد ، پدر او عيال مىگيرد كه با سيّد شفيع ناسازگار بوده و سيّد را پريشان مىداشته ؛ سيّد اضطرارا مهاجرت به اصفهان مىكند ، مدّتى را در مدرسه مىگذراند . بعد سيّد بيدآبادى مانند ساير
هامش
( * ) مجمع الفصحاء ، ج 2 ، ب 2 ، ص 537 .