مىنويسم .
اين بنده سيّد حسين شجره فرزند آقاى آقا سيّد عبد الرّسول شجره متخلص به بزمى ، در ذيحجه 1318 در اصفهان متولّد و از سن هفتسالگى شروع به تحصيل نمودم ، و پس از مدّتى تحصيل در مدارس جديده و دروس خارجى ، در خود ميل مفرطى به ادبيات مشاهده كردم ، و به تعقيب شغل مربوطه به فنّ ادب پرداختم . و تدريس آن را نيز شغل خويش قرار دادم و ضمنا يكى دو مسافرت به طرف يزد و قشقايى و بختيارى موفّق شدم و آنجا هم از رشتهء خود خارج نشدم ، اينك در اصفهان به تعليم و تعلّم اشتغال دارم و گاهگاهى اشعارى در طبعم تراوش نموده است . از اين قرار است :
مرد خرد را بلند خواست چو يزدان * پشت قوى سازدش به قوّت ايمان
قوّت ايمان و عزم راسخ آنگاه * فكرى از انوار معرفت شده تابان
عزت نفس و ثبات و همّت عالى * خاطرى از پرتو نشاط فروزان
جمع شده چونكه اين فضائل در نفس * چرخش چون سرپيچد از خط فرمان
سستى و ضعف اراده است كه سازد * مرد جبان را بر حادثات هراسان
ور نه چسان چرخ را رسد كه نمايد * مرد قوى را ضعيف و سربهگريبان
چرخ چه باشد بهجز مدارى موهوم * ز اختر سياره گرد شمس نمايان