تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤

شاه نظر شاه رضايى

از معاريف محلّ خود بوده ، اولاد او هنوز مانند خود او توليت شاه‌رضاى قمشه و موقوفات او را دارند . وقتى به هندوستان رفته و پس از مراجعت به فاحشه‌اى موسومه به خوش‌نقش ، متعلّق مىگردد و در نتيجه به فقر مبتلا و از دنيا مىگذرد ، اين رباعى از او مشهور السنه و افواه است . چون مثل ساير :
يا ما سر خصم را بكوبيم به سنگ * يا او تن ما ، ز دار سازد آونگ القصه در اين سراچه پرنيرنگ * يك مرده به نام ، به ز صد زنده به ننگ

شجاع الدّين محمود

از اعاظم سادات اصفهان ، برادرزاده خليفه اسد اللّه متولى مشهد رضا ( ع ) . از اوست : « * »
نيست رشكم گرچه مىبينند در رويش بسى * كان چه من مىبينم از رويش نمىبيند كسى

سيّد حسين شجره

اظهار شده است از حال خود شرحى بنويسم ولى از قلم شرمسارم ، چون در حيات خود چيز قابل ذكرى ندارم ، اما از الطاف ايزدى مأيوس نيستم و اميدوارم توفيق كرامت فرمايد تا بتوانم خط وافرى از دانش و معرفت حاصل كنم . و من اللّه توفيق . . . در اينجا تاريخ تولّد خود را با شغل حاضر و چند شعر
هامش
( * ) همان ، ص 947 .