انسان باشد گزيده گوى خلقت * كش به كرامت بستود خالق سبحان
نيست سزاوار قدر دلى كه نمايد * خويش گرفتار ترّهات پريشان
« حسين شجره ، 16 / 4 / 1307 - 19 محرم 1347 »
سيّد شجره واعظ
اسم او آسيّد محمّد حسين ، گويند كه چون شجرهنامهاى در سلسله نسب خود داشته ، ازاينجهت او را سيّد شجره گويند .
آسيّد حسين ، واعظى بود بسيار سادهلوح و ظريف . مردم محض تبرك و تيمّن او را دعوت به روضهخوانى مىنمودند ، نظر به اينكه سادهلوح بود مردم اصفهان حكايات ظريف و مليحى بسيار نسبت به او مىدادند ، كه حقيقتا از طرفى ارادت مردم به او ظاهر مىشد و از طرفى مرتبه ظرافت و سادهلوحى او ، از جمله معروف بود كه وقتى سيّد با شتاب تمام وارد منزل خود شده و فرشهاى قاليچه كه پهن بود برچيده در جاهاى مضبوط مىگذاشت ، خانواده او كه علّت اين كار را پرسيدند جواب داد در بازار شنيدم شخصى زمين خورده است و قاليچهاش دررفته است ، براى اينكه اگر زمين بخورم قاليچهام در نرود آنها را مضبوط مىنمايم !
و ديگر روزى با ارّه از در خانه وارد شد درخت بيدى كه در باغچه او بود مشغول بريدن شد ، علّت را كه از او پرسيدند جواب گفت در خانه شخصى بودم شكايت مىكرد از اينكه بيد بعضى لباسها و فرشهاى آنها را خورده ، ازاينجهت او را مىبرم و بيرون مىاندازم كه فرشها و لباسهايمان محفوظ بماند ! خلاصه اينكه چند سال ايّام حيات آسيّد محمّد حسين اخبار راست يا دروغ از او