آزردهخاطر مىگردد و پس از آن آقا حسين از اينجا خارج مىشود و ميانهء آنها به كدورت مىرسد كه چندين رساله در ردّ فتواى يكديگر ، هركدام نوشتهاند .
چنانچه شيخ على شهيدى صاحب حاشيهء شرح لمعه شرحى مىنويسد كه : من وقتى از بلاد خود به ايران آمدم ، در ايران امور غريبهاى مشاهده نمودم . از علما كه براى هواى نفسانى تغيير فتوا مىدادند و فتواى باطل آنها را اگر كسى با براهين قطعيّه مىخواست تغيير دهد نمىپذيرفتند . از آن جمله سبزوارى را موضوع قرار مىدهد به اينكه ، محض ميل عوام بهسوى او ، مسألهء غناء را طورى تفصيل داده است كه غناء را منحصر ساخته به آنچه در مجالس شرب و طرب واقع شود ، و سابق بر آن كسانى كه استماع غناء صوفيّه را مىنمودند فتواى به فسق آنها مىداده است . و نيز نماز جمعه را در دو مكان كه فاصلهء آنها كمتر از فرسنگ باشد در وقتى كه امامت جمعه ، با ديگرى بوده است تجويز كرده است ، و پس از آنكه امامت جمعه به او واگذار مىشود مىنويسد حرام است . و كسانى كه اقتداى به او نكنند چون واجب عينى است آنها را فاسق مىشمارد .
و باز شيخ على مىگويد كه سبزوارى ، قرائت قرآن را خوب نمىدانسته و همچنين نماز را غلط مىخوانده است . زيرا تكبير افتتاحيه نماز را به نصب اللّه در " اللّه اكبر " مىگفته است ، و ذكر مىنمايد كه تجويد حروف را نمىدانسته است بهطورى كه فاتحة الكتاب را مغلوط مىخوانده است بااينكه مدّعى بوده است تجويد را در مكّه تعليم گرفته . و ديگر آنكه ميم محمّد را در تشهد نماز مانند عوام به فتحه مىگفته است و كلمهء " و الفتح " را بعد از " اذا جاء نصر اللّه " بدون واو مىخوانده است . و وقتى در نماز جنازهء زنى حاضر بودم مىگفت " امتك " بفتح تا و نزل بك بدون تاء و لا نعلم منه ، و ان كان محسنا و ان كان سيئا ، و وقتى در مجلس عقد نكاح شنيدم كه مىخواند " زوجت موكلتى فاطما " با الف .
و مهمتر از همه اين است كه مشهور است كه او قايل به قدم عالم بوده زيراكه
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 280
مساهمون: مير سيد على جناب
ص٢٨٠