گر وعده دوزخ است و گر خلد ، شاد باش * بيرون نمىبرند تو را از ديار دوست
ابراهيم ساغر
بسيار ظريف و با لباسهاى پاكيزه مىگشت . خط نسخ را خوش مىنوشت و در شعر ساغر تخلّص داشت . در سنهء هزار و سيصد و دو وفات كرد . « * »
ساكت اصفهانى
اسمش ميرزا محمّد حسن ، از فقراى صفىعلىشاهى ، سن شريفش هفتاد و در ايّام شباب مشغول تجارت بود و چون عمرش از چهل گذشت دست از كار كشيده و گوشهنشينى اختيار كرده و ديوانى دارد قريب بيست هزار شعر از قصايد و غزل و حكايت مثنوى در مصيبت خامس آل عبا و رباعيات .
سالك خوشنويس ( شاعر )
اسمش ميرزا محمّد حسين ، از متأخرين " مجمع الفصحاء " ، در خوشنويسى و اخلاق حميده مشهور بوده ، شعر هم مىگفته « * * » از اوست :
گر طرّه و جزعت ز ره حيله و دستان * باهم نبودشان سر جنگ و دل پيكار
اين از چه همىباشد با ناوك خونريز * وان از چه همىگردد با عقرب جرّار
هامش
( * ) المآثر و الآثار ، ص 216 .
( * * ) مجمع الفصحاء ، ج 2 ، ب 1 ، ص 460 .