سالم
اسمش ميرزا محمّد على ، از احفاد خليفه سلطان است ، داراى كمالات بوده و شعر مىگفته . از اوست :
وقت دل خوش كه خبر داشت به كوى تو ز كار * او بجا ماند و من از بىخبرى بستم بار
ملّا محمّد باقر سبزوارى ( ابن محمّد مؤمن )
نشو و نماى او در سبزوار شده ، پس از فوت پدر مسافرت به اصفهان [ كرده و ] در آنجا اقامت مىنمايد . شاهعبّاس ثانى با او توجّهى داشته ، خانوادهء او سبب اين توجّه را معرّفى فيض از او مىدانند . شاهعبّاس امامت جمعه و جماعت و منصب شيخ الاسلامى را به او مفوّض داشت . با طفرهء كمى كه به سبب مجلسى دوم و خانواده او در شيخ الاسلامى و خانوادهء او حاصل شد ، هنوز در آن خانواده شيخ الاسلامى دوام دارد .
سيد خليفه سلطان به سبب محبّتى كه با او داشت تدريس مدرسهء ملّا عبد اللّه شوشترى صاحب مدرسه را از پسر ملّا عبد اللّه كه متخصص در امر مدرسه و تدريس آنجا بود گرفته و با وصف اولويّت خانواده شوشترى ، به سبزوارى داد .
از تأليفات او كتاب ذخيره [ المعاد ، از اول كتاب طهارت ] تا آخر حج در هشتاد هزار بيت و گويند غالب الفاظ او از مدارك گرفته شده بهطور مطابقه ، و كتاب كفايه در سى هزار بيت و رسالهاى در عينيّت نماز جمعه كه شاگرد او ملا على رضا ردّ او را نوشته [ است ] .
تحصيلات او نزد شيخ بهايى شده و هم از او روايت مىنمايد و از كتب مفيدهء او " روضة الانوار [ عباسى ] " است در آداب ملوك .