يكى از شاگردان بزرگ او ، آقا حسين خوانسارى است كه شوهرخواهر او هم بوده [ است ] .
در خانوادهء او معروف است كه در همين محلهاى كه امروز معروف به باغ همايون است ، زمان عبّاس دويم به همين اسم باغى بوده و عبّاس براى سبزوارى وسط اين باغ عمارت و تالارى بنا گذارده كه هنوز اصل عمارت به همان وضع باقى است . « * »
از غرايب اتّفاقات اينكه در اين عمارت درگاه مانندى است از قديم بسيار طولانى و تاريك ، و به سبب همين تاريكى هيچوقت مورد استفاده نشده ، چندى قبل از تاريخ تأليف كتاب " الاصفهان " يكى از مستخدمين آن عمارت كه به خيال تنظيف و خالى نمودن آن درگاه ، به آنجا رفته مقدار زيادى كاغذ بيرون ريخته ، پس از مراجعه به آن نوشتهجات معلوم گرديد كه تمام آنها مسوّدات و نوشتجاتى بوده است كه سبزوارى در زمان حيات خود و سكونت در آن اتاق مجاور درگاه به آنجا مىريخته ، و هنوز تا اين تاريخ بدون حادثهاى باقىمانده ، در ضمن آنها دوسه رسالهاى تمام مبيضه شده نيز بوده است .
آقا حسين خوانسارى را كه از شاگردان مبرّز او بوده به سبب انس ، و اينكه مىخواسته است اغلب با او باشد خواهر خود را به او تزويج مىنمايد و در بالاخانهاى كه سردرب همين عمارت واقع است او را منزل مىدهد ، تا وقتى شاه به ديدن سبزوارى مىآيد ، سبزوارى از آقا حسين تقاضا مىكند كه چون هنگام تدريس شما محصلين و شاگردان زياد فرياد مىزنند ، محض احترام شاه هنگام ورود او قدرى ملايم صحبت نماييد . آقا حسين به اين تقاضا وقعى نگذارده و در آنوقت ، مانند همه روز فريادها بلند مىشود ، سبزوارى از اين مطلب
هامش
( * ) اگرچه باغ مزبور خانهاى شده است و از آن اثرى نيست . ( مؤلف )