عاقل به خدا اگر گزيند * گردى كه فراز او دخانى است
در لاله نگر دو چشم عبرت * كان عارض خوب نوجوانى است
رنگ رخ زرد عاشقان است * هر جاى كه رنگ زعفرانى است
بر گلبن اگر گلى بخندد * بگرى كه لب شكربيانى است
از خاك ، بنفشهاى كه رويد * مىدان كه كلالهء جوانى است
زيانى
برادر ميرزا عنايت اللّه اصفهانى و فرزند ميرزا محمّد على ابراهيم قاضى عسكر زمان نادر شاه در اصفهان . اسمش ميرزا ابو القاسم . شاعرى باهوش بوده . زمان كريم خان وزارت كرمان را داشته [ است ] .
از اوست :
در سينهام آه سركشى بود ، چه شد ؟ * در دل داغى ز مهوشى بود ، چه شد ؟
طور دلم از تجلّى عشق تهى است * در وادى ايمن آتشى بود ، چه شد ؟
زينت ( شاعر )
اسمش سيّد حسين است ، از اوست : « * »
هامش
( * ) آتشكده ، ج 3 ، ص 945 .