گفتهاند « غاب النور » .
سيّد رشتى داراى هشت پسر بوده و چند دختر . دو نفر از آنها ، آسيّد هاشم و آسيّد ابو القاسم در ايّام حيات سيّد وفات كردند و در قوّت نفس سيّد ، بعضى اين حكايت را دليل گرفتهاند كه شخصا امورات تجهيزيه آنها را مانند تكفين با دست خود كرده است . و پس از سيّد . شش نفر مخلّف شدند ، آقا مير محمّد مهدى ، آميرزا زين العابدين ، حاج سيّد محمد على ، حاج سيّد اسد اللّه ، آسيّد مؤمن و حاج سيّد جعفر .
رشحه
از متأخرين " مجمع الفصحاء " « * » است ، طبعى موزون داشته نزد آمحمّد كاظم واله كسب كمال نموده . 89 از اوست :
وام گيرد همه از جود كفش ، ابر بهار * مشك سايد همه از خلق خوشش باد شمال
بذل دريوزهء او بيش ز گنج قارون * خرج هرروزهء او بيش ز دخل چيپال 90
منكسر شد ز چه از معدلتش پاى ستم * منقطع شد ز چه از مملكتش دست زوال
هامش
( * ) مجمع الفصحاء ، ج 2 ، ب 1 ، ص 330 .