مىباشد .
سخاوت سيّد معروف است ، بخششهاى چندين هزار تومانى مكرر مىكرده ، مخصوصا وقتى كه حسّ احتياج طرف را مىنموده [ است ] .
در نزديك عيد نوروزى كه برحسب مرسوم از براى بسيارى نقد و جنس جهت خرج عيد مىفرستاده است ، از براى جماعتى مخارج عيد ارسال داشت ، واسطهء ارسال نقل نموده هر پولى يا جنسى كه از براى كسى فرستاد خواه كم يا زياد وقت مراجعت سؤال از كيفيت رساندن نمىكرد ، مگر وقتى مبلغ پانصد اشرفى از براى سيّد صدر الدّين جبل عاملى با مقدارى پارچه فرستاده در مراجعت پرسيد كه سيّد صدر الدّين چه گفت ؟ گفتم سيّد دشنام بسيارى به شما داد ، سيّد رشتى متأثر شد و گفت معلوم مىشود قرض و خرج او بسيار بوده و مدّتى منتظر بوده است كه در اين موقع از براى او به قدر احتياج مىفرستم و چون كمتر بوده متغير گرديده ، پانصد اشرفى ديگر مجددا ارسال داشت .
شخصى طلبه حكايت كرده است كه وقتى نزد حاجى كلباسى رفتم و اظهار تنگدستى نمودم حاجى سؤال كرد چه مبلغ معينا ماهيانه از براى شما از خانوادهء شما مىرسد ، من شرم نمودم كه بگويم هيچ نمىرسد ، جواب گفتم چند قرانى بيشتر نمىرسد . حاجى ، آمحمّد ربيع مباشر خود را خواست و از او تحقيق كرد مخارج يك نفر طلبه كه با نان و سركه شيره گذران كند با چراغ در ماه چند مىشود ، و پس از تحقيق معلوم شد دوسه قران بر مبلغى كه من گفتهام اگر علاوه شود كفايت مىكند ، و حاجى به من اطمينان دادند كه اين تفاوت را با محمّد ربيع مىگويم همهماهه به شما برساند تا زمانى كه در مدرسهء من تحصيل مىكنى . « * »
اين قضيه فوقالعاده مرا متأثر ساخته نزد سيّد رشتى رفتم و حقيقت مطلب
هامش
( * ) مقصود مدرسهء فخيمه معروف به مدرسه حاجى است . ( مؤلف )