پول مكرر حكايت مىكرده [ است ] .
در اين مسافرت هم حكايات عجيبى از او معروف است . در هزار و دويست و سى و يك يا سى و دو ، به مكّه و حج مىرود .
در هزار و دويست و چهل و پنج شروع به بنّايى مسجد مىكند و چندين سال طول كشيده است ، كه در پنجاه و پنج ، ايوان جلو گنبد كاشى شده است و بعضى ديگر از كاشىكارى و بنايىهايى آن ، زمان فرزند اوسط او حاجى سيّد اسد اللّه كه جانشين پدر بوده است تمام مىشود ، و قدرى ديگر زمان حاجى سيّد جعفر فرزند كوچكتر سيّد رشتى . آخرين تزئينات او با ساعتى كه در آنجا نصب است زمان حاج سيّد محمّد باقر فرزند حاجى سيّد اسد اللّه واقع شده است . 85
زمين مسجد يك قسمت باغ و قسمتى قبرستان بوده است ، چنانچه هنوز مقبرهء حاج سيّد محمّد سعيد در چهلستون آنجا واقع است ، كه قريب « * » سال قبل از بناى مسجد وصيت مىكند به اولاد خود كه مرا در شاهنشين ارسى منزل خود دفن كنيد . به او مىگويند اينجا چون قبرستان و محل مناسبى نيست اذن بدهيد در محل ديگر دفن نماييم ، جواب مىگويد عنقريب اين محل مسجد مىشود و مناسبت پيدا مىكند . لذا او را دفن مىنمايند و آن محل قبرستان مىشود و بعدا مسجد . اهالى اطراف مسجد از قبر او تبرك جسته براى حاجات خود شمع و نذورات سر قبر او مىبرند كه فعلا در چهلستون مسجد واقع است و اولاد او در اصفهان مىباشند . 86
صورت مخارج بنّايى مسجد كه اواخر عمر سيّد نوشته شده و بوده است با وصف اجرت عمله هفت شاهى ، و بنّا سه عباسى ، بالغ بر نود و پنج هزار تومان
هامش
( * ) در اصل جاافتادگى دارد .