واسطه منصوب به آنجا شده [ است ] .
حاج سيّد محمّد باقر رشتى ( شفتى )
معروف به حجة الاسلام يا سيّد رشتى يا سيّد بيدآبادى ، اصلا اهل يكى از دهات گيلان ( شفت ) . تولّد او در سنهء هزار و صد و هشتاد و يك [ اتفاق افتاده است ] . 83
خانوادهء او معروف به اهل علم نيستند . در هزار و صد و نود و هفت جهت تحصيل به عراق مىرود و در آنجا نزد سيّد بحر العلوم و آسيّد محسن كاظمينى تحصيل نموده از عراق به ايران در سنهء هزار و دويست و شانزده مىآيد و در قم به سبب يك واقعه مشهور مىگردد ، از اين قرار كه در حالت عبور بازار ، شخص قصّابى براى رفيقش نقل خوشگذرانى خود را مىنموده كه در ضمن آن اقرار به معصيتى مىكند كه موجب قتل بوده ، اتّفاقا سيّد شنيده و او را مقتول مىسازد .
مردم اطراف او را مىگيرند و نزد ميرزاى قمى مىبرند . ميرزا علّت قتل را سؤال از او مىكند در جواب اظهار اجتهاد و لزوم اجراى حدود را از براى خود مىنمايد . مختصرا سؤال و جوابى كه بهطور امتحان ، ميرزا از او مىنمايد تصديق او را مىكند و مردم را خاموش مىسازد . اين حكايت از قرارى است كه يكى از منسوبان نزديك او حكايت نموده ، [ است ] .
مجملا سيّد در قم نزد ميرزا آمده و چند ماهى را هم استفاده نموده تا از ميرزا مجاز مىگردد ، و در قم به سببهاى مختلف كه گفته و نوشته شده عازم توطّن اصفهان مىشود ، يكى اينكه ارادت به سيّد نجفآبادى معروف به درويش كافى كه هم شيخ محمّد تقى نجفى را به اصفهان جلب نموده است اين را هم به اصفهان آورده . ديگر آنكه ميرزاى قمى به سبب خالى بودن اصفهان او را الزام به آمدن اصفهان مىكند ، ديگر آنكه در موقع تحصيل در نجف كه با