تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤

راهب

اسمش ميرزا جعفر طباطبايى ، از طرف پدر اولاد ميرزا رفيع نايينى و از جانب مادر ، خليفه سلطانى . با پاك‌دامنى و حسن اخلاق به همه فنون نظم مربوط بوده از اوست :
آسوده‌خاطران آن چمن را چه آگهى * از ناله‌اى كه مرغ گرفتار مىكند
و نيز :
آمد به سر رحم پس از مردن من * تا ديده نخفت بخت بيدار نشد
وفاتش سنهء هزار و صد و شصت و شش بوده .

رجايى

اسمش خواجه سيف الدّين محمود ، از اولاد كمال الدّين اسماعيل است . « * » از اوست :
صنوبر قد من كه نازش بود بر * بر او بسته‌ام دل چو بار صنوبر مگر مرغ روح خليل است بلبل * كه هرچند گلبن برافرازد آذر از آن سوختن هيچ پروا ندارد * زهى رتبه عشق اللّه اكبر

مولا عنايت اللّه رجالى

فرزند شرف الدّين على قهپايه‌اى اصفهانى ، زكى الدّين لقب داشته و او را نجفى مىگفته‌اند . صاحب كتاب « مجمع الرجال » مىباشد ، در علم رجال و ترتيب كتب آن زحمتى كشيده . نزد محقّق اردبيلى و شيخ بهايى و ملّا عبد اللّه شوشترى تحصيل كرده . به امر شاه‌عبّاس اوّل مدّتى را در قهپايه سكونت داشته با اين
هامش
( * ) ر . ك . آتشكده ، ج 3 ، ص 943 .