ابن مقله وزير بياموخت و از زمره خوشنويسان گشت . سلطنت روى خوشنويسى او پرده كشيده ، در نثر و نظم تتبّعات خاصى داشته ، وقتى به مجيب اديب كه يكى از فضلاى عصر بود اين عبارت را نوشته است : عزّك غرّك فصار قصار ، ذلك ذلّك ، فاحش فاحش ، فعلّك فعلك ، تهدا بهذا ، مجيب در جواب نوشت غلا قدرى نسبت على قدرى . « * »
اگرچه اين مقاله به حضرت امير و معاويه داده شده ولى ادباى زمان استبعاد مىنمايند زيرا دامن بىآلايش امور كار وارستگى پاكتر از پيرايه به اين خودنمايىهاى بلوايى است . عضد الدوله چون در اصفهان متولّد شده 81 و در اينجا تربيت يافته از اهل اصفهان نوشته شد . 82
ذبيحى
اسمش اسماعيل ميرزا ، سلسله نسب خود را به نادر شاه افشار و خليفهء سلطان مىرساند . شعر هم مىگفته ، در مدح معتمد الدوله گفته :
بلبل اندر باغ ، شور عشق گل از سر گرفت * عشرت و شادى دگر بر توده عنبر گرفت
ژاله گويى جام مىپيمود بر اطفال باغ * كين چنين مخمورى اينك ديده عبهر گرفت
جعفر برمك چو جود از خان دينپرور بديد * مهترى از سر نهاد و كهترى از سرگرفت
چون خرد در كنه اخلاق تو در درياى فكر * گشت غوّاص و شنا در بحر پهناور گرفت
هامش
( * ) پيدايش خط و خطاطان ، ص 136 .