تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
به خانهء شخص حاجى تاجر متموّلى برود ، خبر آمدن آقا را به حاجى داد و تدارك پذيرايى مفصّلى ديده شد ، پس از آمدن آقا ، حاجى علّت آمدن را پرسش نمود ، آقا اظهار نمود براى خواستگارى فرزند شما جهت ملا جعفرى آمده‌ايم ، حاجى گفت كه من غير از يك پسر اولاد ديگرى ندارم و اگر داشتم مضايقه نمىكردم ، ملّا جعفرى به آقا عرض مىكند كه همان پسر را شما عقد كنيد اگر خدا خواست مىتواند از او هم اولاد مرحمت كند ! روزى قمار زيادى باخته بود [ با ] حالت پريشان و فلاكت به طرف منزل خود مىآمده و در اثناى [ راه ] تصادف مىكند با يك گدايى كه دست و پا و چشم نداشته و تكدّى مىكرده ، ملّا جعفرى از پريشانى كه داشته كلمات كفرآميز مىگفته ، شخص گدا كه كلمات كفر او را مىشنود . توبيخ و سرزنش از او مىنمايد ، ملّا جعفرى در جواب به او مىگويند ازبس‌كه خدا تو را خوب خلق كرده حمايتش را هم مىكنى !

آسيّد محمّد باقر خطاط

كه خط نسخ را نيكو مىنوشت و لقب صدر الكتّابى داشت ، مثنوى مرغوبى كه داراى كشف الابيات و به اسم علاء الدوله معروف است و ممتاز مىباشد نسبت به ساير مثنوىهاى خطى و چاپى ، از آثار قلمى صاحب عنوان است . وفات او زمان ناصر الدّين شاه واقع شد . 70

ابو تراب خطاط اصفهانى

ميرزا ابو تراب اصفهانى خوشنويس از شاگردان مير بوده ، رئيس الخطاطين لقب داشته ، نسبت به مير اظهار ارادت مىكرده و هميشه خدمتگزارى او را مىنمود ، از بزرگ‌زادگان و توانگران اصفهان مىباشد . در راه مير ، مال
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 218 | مير سيد على جناب