آنجا باشد متعلق به خودشان خواهد شد شرط را قبول كردند . هر قدر از بالاى ديوار قلعه ، مستحفظين دلو با طناب پايين نمودند محاصرين پول در آن ريختند و بالا كشيدند تا وقتى كه اظهار كفايت كردند و در را گشودند ، باقر خان كه در حمّام بود از قضيه باخبر شده با يك پسر و غلام خود گريخت ، در يك فرسخى شهر نزديك محلى معروف به رباط محمّد على خان دستگير شد ، جعفر خان در همانجا به غلامش حكم مىكند تا باقر خان و پسرش را مىكشد و بعد هم خود غلام را مىكشد و هر سه پهلوى يكديگر در كنار جاده مدفون مىشوند .
سنگ لوحى روى قبر باقر خان در اين اواخر ديده شده بود كه بر سنگ حجارى شده بود كه اينجا قبر باقر خان خراسگانى است كه به دست غلام خود سرش بريده شد .
پس از اين واقعه آقا محمّد خان باز به اصفهان آمد و جعفر خان زند برحسب عادت ديرينهء خود فرار نمود بالاخره در شيراز كشته شد . آقا محمّد خان ، محمّد حسين خان پسر باقر خان را به حكومت اصفهان برقرار نمود و مدّتى حكومت اصفهان با او بوده بعد از وفات محمد حسين خان ، از خانوادهء باقر خان ، شخص معروفى نبود تا زمان ناصر الدّين شاه كه ميرزا محمّد خان متخلّص به اميد ، اولاد باقر خان خراسگانى ، پس از مدّتى مهاجرت به كابل ، به موجب آنچه صاحب مجمع الفصحا نوشته پدرش در فتنهء زنديه كشته گشت .
اميد ميرزا محمّد خان خراسگانى
اسمش ميرزا محمّد خان ، فرزند باقر خان خراسگانى معروف و پدرش در فتنه زنديه كشته گشت . برادرش زمان آمحمّد خان قاجار حكومت اصفهان داشت . ميرزا محمّد خان بعد از حكومت برادر با لباس تجارت به سياحت افغانستان رفته در مراجعت ، جزو دربار ناصر الدّين شاه شد از اوست :