تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
و نيز :
دلم را در غمت كردم ز هر ويرانه ويران‌تر * چو ديدم دوست مىدارد دلت ، دل‌هاى ويران را

خرّم لنبانى

اسمش كربلايى عباسعلى ، از لرهاى جوزانى اصفهان از نژاد بختيارىهايى كه به اصفهان كوچانده شدند .

ملّا جعفرى خروس‌باز

جانمازدار حاجى ميرزا حسن امام‌جمعه بوده است ، محاضرات او در اصفهان ضرب المثل است ، شهرتى زايد بر مقام خود پيدا نمود . وقتى ميانه مريدان دو نفر امام مسجد حكيم نزاع مىشود به خيال مىافتند كه مسجد را دو قسمت كنند و محل امامت هريك جدا افتد ، ملّا جعفرى رحل و قرآن و اسباب فاتحه‌خوانى در مسجد تدارك مىكند و جمعى را دور خود براى عزادارى حاضر مىسازد ، يكى از بزرگان وقت خبر مىشود و از او مىپرسد براى كه فاتحه مىگيرى ، جواب گفته بود از قرارى كه خانهء خدا را اين دو نفر ميانه خود قسمت نموده‌اند معلوم مىشود صاحب‌خانه مرده است من هم فاتحه او را مىخواهم به پا دارم ! وقتى ديگر مشغول پهن كردن جا نماز بود ، قدرى اسباب قمار مانند قاپ و آس و غيره از بغل او روى جا نماز مىافتد ، آقاى پيش‌نماز به او تغيّر مىكند كه جنس آلت قمار در مسجد آورده ، جواب مىدهد چگونه شما همراه خود آلت زنا در مسجد آورده‌ايد ، معلوم مىشود كه عيبى ندارد . ! وقتى ديگر آقاى پيش‌نماز را خواهش نمود براى خواستگارى جهت او