نمود ، خود او مىنويسد شرح حال خود را با تاريخ ولادت و تاريخ وفات در كتاب تباشير نوشتهام . و امرى است غريب ، علمايى كه بعد از فتنه افغان در اصفهان شهرت يافتند مانند ملا اسماعيل خواجويى در فنّ درايت از شاگردان اويند ، خود او از تلامذه مولا محمّد سراب بوده .
حاج سيّد يوسف خراسانى
از علماى معروف بوده ، امامت مسجد جارچى و مسجد حاجى رضا را داشته و براى اخلافش هنوز باقىمانده است ، وفات او در سال هزار و دويست و پنجاه و شش واقع شد . 68
باقر خان خراسگانى ( پادشاه دو روز و نصف اصفهان )
فرزند آقا كاظم صفار بود ، آ كاظم به مناسبت شغل خود زندگانى كاسبانه داشت . اتّفاقا وقتى عيال او كه حامله بود براى ريختن عليق به آخور چهاروايان در طويله رفت ، در آن اثنا حالت وضع حمل برايش پيدا شد و نتوانست بيرون بيايد ناچار پاى آخور به زمين نشسته دستها را لب آخور گرفته بود و مىكشيد كه به خود فشارى وارد آورد ، لب آخور طاقت نياورده فروريخت و مبلغ زيادى مسكوكات طلا از زير آن پيدا شد .
آكاظم بعد از مراجعت و اطّلاع از قضيه مبلغى از اين مسكوكات را همراه برداشته بهانه و سفر كربلا مىكند و در بغداد آنها را تبديل به مسكوك رايج كرده با مقدارى مالالتجاره معاودت به وطن مىنمايد ، اينطور رفت و آمد را چندين مرتبه تكرار مىدهد و وانمود مىكند كه اين مسافرت براى تجارت و پيلهورى است و هر مرتبه كه مراجعت مىكند مقدارى ملك و علاقه خريدارى مىنمايد و از اعيان متموّلين محسوب مىشود .