تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
چه در علوم شرعيّه از فقه و اصول و غيره داراى مرتبهء اجتهاد بود و در فنون رياضى و ادبيّت به استادى مسلّم ، ليكن عمدهء تدريس او در طبّ مىشد كه اساتيد اطباى قرن اخير شاگردان او بودند ، و خود او با مقام بلندى كه در طبّ داشت هيچ‌وقت معالجه نمىكرد در مواقع لزوم به يكى از شاگردان خود ارجاع معالجه مىنمود . وقتى مريضى را كه از شدّت ضعف در سبدى خوابانيده بودند نزد او مىآورند و از او تقاضا مىكنند كه چون سيّد مريض را نمىتوان بالا كشيد آخوند او را درب مدرسه معاينه نماييد . آخوند خراسانى پس از معاينه معالجهء او را به كسى حوالت نكرد و آن‌ها را جواب گفت ، پس از مراجعت در حجره پرستاران مريض سراسيمه نزد او آمدند كه چون سيّد را زير طاق بازار مجاور مدرسه مىبرديم ناگهان پارهء آجرى كه از سقف جدا شد روى استخوان سينه او خورد استخوان را شكست حاليّه خون با چرك زيادى از محلّ زخم جارى است . آخوند از اين خبر اظهار مسرّت كرد و گفت ميانه ريه و ضلع مجاور او مقدارى زياد چرك جمع شده و ورم بزرگى داشت كه به ريهء او فشار مىداد و به غير از شكستن استخوان و بيرون آوردن چرك چاره‌اى نبود ، و اين كار هم بدون خطر ميسّر نمىشد كه من جواب گفتم و اين معالجه بر سبيل اتّفاق واقع شده ( فاعتبر ) ! مريض هم پس از چندى شفا يافت . وفات او در سال هزار و دويست و هشتاد و يك واقع شد ، " مات الجواد " و " مات العلم و العمل " ماده تاريخ اوست . آخوند ملّا عبد الجواد در ابتداى جوانى به سبب نامساعدت‌هايى كه از خانوادهء خود ديد به‌طور تعرّض از مشهد خراسان به اصفهان آمده و در مدرسه شاهزاده‌ها منزل ساخته سال‌ها مشغول تدريس شد . علماى مبرزى از شاگردان او در اصفهان پيدا شدند چه در حكمت چه فقه و مخصوصا طب كه مىتوان