حلمى
شاعر اصفهانى از اوست : « * »
نخواهم سايه افتد بر زمين از نخل بالايش * كه پندارم ز پا افتادهاى افتاده در پايش
ملا احمد حمّامى
حمّامى حمّام شاهزادهها و آدم پاكدامنى بوده ، مسافت زيادى را با دست طى مىنموده ، در صورتى كه پاهاى او راست به طرف هوا بود . دوازده امام خواجه نصير را زير سنگ زورخانه با حالت گريه مىخوانده است . در حالتى كه خود سنگهاى او را ندرتا كسى مىتوانسته بلند كند تا چه رسد به حالت تضرع چنين مدّتى زير چنين سنگى بغلتد . از ورزشكاران معروف اصفهان زمان ناصر الدّين شاه كه تربيت كشتىگير مىشد بوده است و در فنون كشتىگيرى بر اشخاص پهلوان آن عصر تفوّق داشته چنانچه يكى از معاريف كشتىگيرهاى پايتخت وقتى جهت كشتى گرفتن با او به اصفهان آمد هنگامى كه مشغول كشتى بود ، او را خاك مىكند و امر مىدهد پنجره زورخانه را كه بالاى ديوار نصب بوده باز كنند و با يك دست پشت گردن او را با دست ديگر ليفه تنكهء او را گرفته و مانند گنجشك او را بلند مىكند و از وسط گود او را پرتاب مىكند در باغى كه پايين پنجره پشت زورخانه واقع بوده [ است ] .
حمزه اصفهانى ( مورّخ )
از اهل اصفهان بوده والد او حسن مؤذن بوده است در اصفهان . تولّد حمزه
هامش
( * ) ر . ك : آتشكده ، ج 3 ، ص 941 .