تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
آمدن امروز تو را با خاتمه كار خود قرين فهميدم ، ابراهيم خليل‌خان پول‌ها را گذارده و رفت و چند دقيقه پس از آن حالت شيخ سخت‌تر شد تا روز سوم در وقتى كه مكرر اين كلمه را مىگفته : " خود كرده را تدبير نيست " و گاهى هم " لا يمكن الفرار من حكومتك " ، وفات نمود . و برحسب وصيتى كه كرده بود در تكيهء مير ، هم‌وطنى خود مدفون مىشود . زمستان و تابستان هيچ‌وقت در اتاق او آتش روشن نشد از عجز و فقر خود او مىگفته مصائب من زيادتر از ايوب پيغمبر شده [ است ] . 63

حاج ملّا اسماعيل حكيم درب‌كوشكى

اغلب اشخاصى كه در اين اواخر در اصفهان تحصيل حكمت نموده‌اند از شاگردان او هستند ، مانند جهانگيرخان ، آقاى آسيّد ابو القاسم دهكردى و غيره ، وقت تدريس او نوعا قبل از فجر بوده است كه پس از فراغت از تدريس هنوز فجر طالع نشده بود و غالبا شب بيدار بوده است ، وفات او حدود هزار و سيصد و چهار بوده است .

ميرزا محمّد حسين حكيم سلمانى ( حكيم‌باشى )

ميرزا محمّد حسين به سبب فتنه افغان در اصفهان مهاجرت به فارس نمود ، ليكن بعضى از اين خانواده در اصفهان متوقّف شدند ، از اين دسته تشكيل خانوادهء كلانتران اصفهان شد .