تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
حاج محمّد حسين در ميانه علما داراى مقام بلندى بوده است و سيّد معصومعلى شاه محض حفظ مرتبه او و توجّه عامه به او ، او را نهى كرده بوده است كه علانيه به محل و تكيه آن‌ها ، يعنى خود سيّد و ساير دراويش مراوده نكند ، حسينعلى شاه هم همواره از ملاقات درويشان ، ظاهرى اجتناب مىكرده [ است ] . منزل او در مدرسهء علىقلى آقا ، كنار چارسو علىقلى [ آقا ] بوده است . در آنجا منزل و امانت جماعت و موعظه داشته است و نيز در مسجد شاه امانت مىكرده [ است ] . وقتى به او گفتند چرا عيالت را طلاق نمىدهى ، جواب مىدهد اگر او را رها كنم به سبب زشت‌خويى كسى او را نمىگيرد ، او جوان است و به سبب شهوت كارش به فساد مىكشد ، محض حفظ او ، تحمّل ناملايمات او را مىكنم . خود او گفته هفت سال دائما به ذكر قلبى متوجّه بودم و كسى به من گمان درويش نكرد . و سبب معاشرت و مسافرت خود را با سيّد دكنى مىگفته است كه بعضى ادعيهء و اجازت كه او داشته است خواستم بگيرم و گرفتم ، با درويشان صورى هرگز معاشرت نداشت ، نورعلى شاه او را نايب خود گردانيد هرچه مريدان نزد او مىآوردند به مستحقين مىرسانيد و معاش خود را با منافع دو دستگاه شعربافى موروثى پدرى اداره مىكرد ، يكى از رياضات او معاشرت منكوحه بدخوى او بود كه اغلب با مادر حاجى جنگ و نزاع داشته [ است ] . وقتى دو نفر از شاگردان فاضل ملّا على نورى به خدمت حسينعلى شاه در پذيرايى ، واردين بر او مفاخرت نمودند . 61 ملّا على نورى از اين واقعه دل‌شكسته شد به خيال لجاج به او افتاد ، از ميرزاى قمى استفتاء كرد كه حضرات معتقدند به تصوير شخص مرشد هنگام عبادت ، و جواب صادره ميرزا در اين موضوع را با جواب سايرين دست‌آويز نموده به‌وسيله حاجى محمّد