تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
ز پنج حس و از اين شش جهات و هفت حجيم * به هشت جنّت وحدت ز صدق پيوستم ز نه رواق ده و دو امام برحق را * شفيع دودى و اصحاب حال دانستم
چند نفسى پس از انشاى اين اشعار برآورد و دم دركشيد . وقتى از شور مستى در شب ، درب منزل يكى از علما رفته بود و قال و قيل زيادى كرده ، صاحب منزل او را به خانه برده شام صحيحى به او داده تا صبح نگاهش داشته صبح او را اوّل ، حد زده و بعد به ملاحظات چند عبايى به او انعام مىكند . باز شب ديگر اين معامله واقع مىشود ، پس از اين دو شب مكرر درب منزل علما رفته بود . ولى طرف اعتنا واقع نمىشد . در بلواهاى ميانهء مستبدين و مشروطه‌طلبان اشعار مناسبى گفته كه يكى از آن‌هاست اين شعر :
ديدى كه چسان خوردند اندر گه خود غوطه * يك دسته ز استبداد يك سلسله مشروطه

حسينعلى شاه

حاج محمّد حسين ، امام مسجد شاه ، معروف به شيخ زين الدينى « * » است . جدّ مادرى او فقاهت را نزد آقا محمّد خالوى خود ، و طريقت را از سيّد معصومعلى شاه دكنى داشت . حسينعلى شاه لقب داشت . سيّد دكنى به او توصيه نموده كه براى حفظ ظاهر در حجره‌اى از مدارس اصفهان منزل كند و به تدريس و امامت جماعت اشتغال نمايد ، و در موعظه خود مردم را هدايت نمايد .
هامش
( * ) شيخ زين الدّين جدّ مادرى او . ( مؤلف )
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 200 | مير سيد على جناب