موقعى كه در اصفهان انقلابى واقع شد بر ضد طايفهء متجدّده و اين تهمت ، حربهء برّنده بود در آنوقت براى نابود ساختن هركسى .
حاج ميرزا هاشم امامجمعه در آنوقت كمال اقتدار را داشت و با ظل السلطان در انجام مقاصد يكديگر مسابقه داشتند موقع را وسيله قرار داد و تعقيب از سيّد جمال و سايرين كرد كه ناچار همهء آنها از اصفهان به طهران مهاجرت كردند .
سيّد جمال در طهران اهميت فوقالعادهاى حاصل نمود مخصوصا در اوايل مشروطيت ايران كه در منابر مردم را تهييج مىنمود بر ضدّيت استبداد و با رفيق قديم خود حاج ميرزا نصر اللّه بهشتى واعظ در اين موضوع مسابقه داشتند .
فوقالعاده طرف تمايل عامهء اهل طهران شده بودند و بهقدرى كه اشخاص خواص و روشنفكر طهران متمايل به حاجى بهشتى بودند و از نطق و بيانات او استفاده مىكردند ، همان قدر عامهء طهران خصوص اهل بازار از سيّد جمال تبرك و تيمّن مىجستند خواه از منابر او و خواه از دعاهاى نوشته كه از او مىگرفتند .
حتّى روزنامهاى به اسم او " الجمال " و حاوى كلمات او در آنوقت طهران طبع و منتشر مىشد . بسيارى از زنهاى بىسواد محض تيمّن تكنمرههاى آن روزنامه را مىخريدند و تعويذ بازوى اطفال خود مىساختند .
بيشتر اوقات زياد ماندهء ناهار و شام او را براى شفاى مريض مىبردند .
بالاخره در كودتاى محمّد على ميرزا كه مجلس را به توپ بست با آنكه اهل اندرون و حرم او فوقالعاده به سيّد افتاد و سيّد اظهار ارادت مىكردند ، حتّى خود محمّد على ميرزا هم هفتهاى يكى دو شب بهعنوان روضهخوانى با او مىگذرانيد در اين موقع به خيال انتقام از سيّد با لباس مبدّل از طهران گريخت ، نزديك همدان كه رسيده بود چون با حكومت آنوقت همدان مظفر الملك پسر
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 177
مساهمون: مير سيد على جناب
ص١٧٧