آمده داماد شيخ جعفر شده ، و وقتى داماد ديگر شيخ جعفر ، شيخ محمّد تقى سرسلسلهء نجفىهاى اصفهان به اصفهان آمد ، آن هم به اصفهان آمد متوطّن شد . « * »
سيّد جعفر برادر سيّد صدر الدّين پس از مهاجرت از جبل عامل به اطراف ايران و هندوستان گردش مىكرده و از علماى آنوقت بوده است .
در همدان ازدواج مىكند و آسيّد جمال در آنجا متولّد مىگردد . سيّد جعفر كه در حين گردش وفات مىنمايد مادر سيّد جمال از او تكفّل مىكرده تا به سنّ رشد مىرسد و مسافرت به طهران مىكند ، در تعقيب سيرهء خانوادهء خود كه اهل علم بودهاند مدّتى را در مدرسهء مادر شاه واقعه در ارگ طهران و زمانى را در مدرسهء صدر طهران تحصيل مىنمايد .
بعد از آنكه در معقول و ادبيات و منقول داراى قوه مىشود از طهران به اصفهان آمده وارد منزل سيّد ابو جعفر پسر صدر الدّين جبل عاملى مىگردد ، و پس از آنكه مشغول وعظ و منبر مىشود منزل جداگانه پيدا كرده متأهل مىشود و از اين وقت شروع به تدريس مىكند و جمعى فضلا در محضر او حاضر مىگردند .
جهت تحصيل معاش ضمنا منبرى هم مىرود ، ليكن تحصيل معاش بالاخره او را از تدريس و عنوان مدرسى بيرون آورده تسليم منبر مىكند .
منبرهاى او چون نوعا متضمن شرح خطبههاى نهج البلاغة و اخبارى كه متضمن اخلاق است مىبوده و اينطور منبر با سليقهء اهل اصفهان موافقت داشته در اندك وقتى ترقّى فوقالعاده مىكند .
اتّفاقا در اصفهان كتاب رمانى كه در پطرزبورغ طبع شده بود ، منتشر مىشود به اسم رؤياى صادقه ، خلاصهء مضمون او اينكه عرصه روز قيامت بر پا
هامش
( * ) ر . ك : شرح حال شيخ محمد تقى نجفى از همين تأليف .