تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤

عبد الرّحمن جامى ( شاعر عارف )

فرزند نظام الدّين احمد ، اهل [ در ] دشت از محلات اصفهان ، برحسب حوادث اصفهان به ديار جام مسافرت كرده به قضاوت و فتوى مشغول شده و رقم خود را در نوشته‌جات دشتى مىكرده ، و مولى عبد الرّحمن نور الدّين را در سال هشتصد و هفده در ولايت جام پيدا كرده ، ملا عبد الرّحمن پس از تكميل ادبيّت و عربيت به سمرقند رفته رياضيات را كامل نمود و در تصوّف با مشايخ نقشبنديّه مربوط شد . در سنهء هشتصد و نود و هشت وفات كرده . مؤلفات او مانند شرح جامى بر كافيه و نفحات معروف است ، و خود او نيز از طراز اول شعرا و عرفا و نويسندگان معروف است . از اوست :
گر در دل تو گل گذرد ، گل باشى * ور بلبل بىقرار ، بلبل باشى تو جزوى ، حق ، كل است گر روزى چند * انديشه گل پيشه كنى ، گل باشى
و نيز :
خوش آنكه وارهاند ، ما را ز ما زمانى * روشن‌ضمير پيرى يا خوب‌رو جوانى

آسيّد جمال جبل عاملى واعظ

فرزند آسيّد جعفر بن آسيّد صالح جبل عاملى . آسيّد صالح در جبل عامل متوطّن بوده و اولاد زيادى داشته ، در يكى از وقايع ما بين سنّى و شيعه ، آن‌ها متفرق مىگردند . يكى از اولاد آسيّد صالح ، سيّد صدر الدّين جبل عاملى است كه [ به ] نجف
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 174 | مير سيد على جناب