است .
پس از مدّتى به اين وضع تحصيل مىآيد اصفهان ، و در اينجا مجلسى بر حال او اطّلاع مىيابد و وسائل زندگانيش فراهم مىشود . تحصيلات معقول و منقول را نزد ميرزا رفيعا نايينى و آقا حسين خوانسارى و ملّا محمّد باقر سبزوارى و غيره مىنمايد .
نزد مجلسى كه مىرود از ميانهء هزار نفر شاگردان خود او را انتخاب مىكند جهت عضو مجلس تأليف ، كه در آن مجلس شبانه قريب چهل نفر فضلا حاضر مىشدهاند در خانهء مجلسى و مشغول كار بودهاند و هروقت مسأله مشكلى پيدا مىشده است ميانهء مجلس تأليف مطرح مىگشته و حل مىشده ، چنانچه سيّد نعمت اللّه در كتاب " انوار نعمانيه " خود نوشته ، مخصوصا در شرح حديث : و لو علم الناس ثواب زيارة الحسين نصف الشعبان - ذكور الرجال على « * » . . . كه در مجلس حالت نعاسى داشتم كه مرا بيدار كردند ، ديدم در اين خصوص بحث مىكنند . . . و تأليفات بسيارى در حديث و فقه و غيره نمود .
بعد از وفات مجلسى از اصفهان مىرود شوشتر مشغول ملّايى مىشود ، تا در سنهء هزار و صد و دوازده وفات مىكند . از احفاد او در شوشتر و اصفهان خانوادهء چندى حاليّه مىباشد كه از سيّد به بعد همه در سلك علماند .
ملّا عبد الكريم جزى
قدرى تحصيلات او در عتبات شده بود و قسمت عمده آن نزد آمير محمّد صادق كتابفروش و آميرزا محمّد حسن نجفى بوده ، در اواخر عمده قضاوت شرعيّه اصفهان منحصر به او شده بود به سبب آنكه وارسته و بىتكلّف بود . بسيار
هامش
( * ) در اصل ناخوانا