خواجه صائن الدّين على تركه ( معاصر شاه نعمت اللّه )
علاوه بر مراتب عرفان در حكمت نيز مهارت داشته و تأليفاتى نموده ، مانند : " شرح فصوص الحكم " ، و " شرح قصيدهء ابن فارض " . در زمان شاهرخ شاه علماى هرات مجادلهء تمام نمودند بر كفر خواجه به استثناى ركن الدّين خوافى صاحب شرح شمسيه كه چيزى ننوشت ، شاهرخ شاه او را به هرات طلبيد جهت محاكمه تا در همانجا در هشتصد و سى وفات نمود .
خواجه صائن الدّين موقعى كه قاضى يزد بود محسود واقع گرديد و بعضى عبارات تأليفات او را دستآويز كردند و نزد شاهرخ شاه از او سعايت نمودند .
معلوم مىشود كه خواجه را در آنوقت علاوه بر مراتب علمى و عرفان ، در منصب دنيويه و شهرت ظاهره مقامى رفيع بوده ، صاحب رياض العارفين « * » در روضه دوم ، او را معاصر با ابن فارض 39 نوشته و هر دو را تربيت يافته سيّد حسين اخلاطى گفته ، 40 و نيز وفات ابن فارض را در سنهء 636 نوشته است و در روضات از كشكول وفات او را سنه 626 نقل كرده . در صورتى كه زمان شاهرخ بوده ، دويست سال اشتباه تاريخ مىشود . و طرايق « * * » پيروى ابن فارض را به شهاب سهروردى منصوب دانسته و صائن الدّين را به سه واسطه متّصل به شهاب كرده است 41 . از اوست :
اگرچه طاعت اين شيخگان سالوس است * كه جوش ولوله از جان انس و جان انداخت
ولى به كعبه گر جبرئيل طاعتشان * به منجنيق تواند بر آسمان انداخت
هامش
( * ) - رياض العارفين : ص 375
( * * ) طرائق الحقائق ج 2 ، ص 356