خطّ جلى نگاشت ، پس از آن الواحى كه به جهت تخفيف باج و خراج از جانب شاهطهماسب مقرر گرديده بود او نوشت و حجّاران نقر نمودند و ملازمان شاه به شهرهاى بزرگ ايران فرستادند . و در مواضع « * » مهمه نصب كردند چنانچه در اصفهان و ساير شهرها هنوز آن لوحهها در مساجد منصوب و باقى است . در مسجد جامع اصفهان سنگ لوحى به طول سه متر و عرض يك متر موجود است كه بينندگان و تماشاچيان اهل خبرت و بصيرت از مشاهده آن حيرت مىنمايند ، در ايوان صفه صاحب منصوب است .
در قبرستان تخت فولاد بعضى سنگهاى قبور بزرگان به خطّ او موجود است ، در كتابخانه اسلامبول قرآنى به خط او مىباشد ، علاء بيك اشعار نيكو دارد از اوست :
مرا خداى جهان ، از همه جهان داده است * خطى ، چگونه خطى به ز لعل رمّانى
سپهر و اختر و اركان ، چو من دگر نارند * به دور خويش دبيرى و نه سخندانى
به دست خويش در اين شعر خوب خاطر من * بريخته است مرا نيست بر تو تاوانى
چو من دبير نبوده به هر ديار كنون * به هيچ جاى نباشد چو من سخندانى
مباد خالى تا كردن است در او باهم * ز طوق و داغ تو هرگز ، زنىّ و مردانى
هامش
( * ) در اصل ، مواقع .