تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
و اذيت كيكاوس ميرزا مىشود تا اندازه‌اى كه او را تهديد به قتل هم مىنمايد . « * » اهميت مقام و موقع حاج سيّد اسد اللّه در تاريخ طورى بوده است كه وفات 38 او را ناصر الدّين شاه در ضمن سفرنامهء فرنگستان از وقايع مهمه كه تلگرافا به او خبر رسيده مىنويسد .

بابا حسن بيدآبادى

از معلّمين ورزشكارى و كشتى و طرف ارادت مردم بوده ، در آن زمان - سلطنت عبّاس اوّل - شهرتى داشته كه هنوز كه سنهء هزار و سيصد و چهل و سه مىباشد ، محل باغ و عمارت او در ابتدا در ميانهء درب كوشك و بيدآباد به اسم جوب بابا حسن معروف است . جوان‌هايى كه زور و قابليّت داشتند او در منزل خود مىبرده و تعليم فنون كشتىگيرى به آن‌ها مىكرده ، آن‌ها پس از ترقّى و تكميل و تصديق بابا حسن جزو پهلوانان حضور شاهى منسلك مىشدند . بابا حسن علاوه بر كمالات صورى و ظاهرى داراى مقامات ديگر عرفانى بوده است كه هم او را مرشد مىدانسته‌اند و هم كرامات و خوارق عادات به او نسبت مىدادند ، چنانچه شاردن در سفرنامهء خود بعضى از آن‌ها را نوشته . بابا حسن اگرچه شغل پينه‌دوزى داشته ليكن داراى عمارت باغ و وضع اعيانيتى بوده كه منشاء آن را نيز از خوارق عادات نوشته‌اند .

بهار

اسمش محمّد على اهل اصفهان ، حرفتش تذهيب ، داراى محاسن صفات
هامش
( * ) در اين خصوص بنگريد به : مكارم الآثار ج 3 ، ص 837 .