المعمورى البيهقى المنجّم
محمّد بن احمد المعمورى البيهقى حكيمى است متبحّر در رياضيات و او را قرين بنى موسى نوشتهاند ، صاحب " تاريخ الحكماء " نظير كتب او را مخروطات بىسابقه دانسته ، عمر خيام تقدم او را در علوم تصديق نموده به مناسبت رصدى كه ملكشاه در اصفهان امر نمود بنا سازند بيهقى منتقل به اصفهان گرديد ، هنگامى كه باطنيه را در اصفهان مىسوزاندند و سلطان محمّد سلجوقى در اين كار كوشش داشت ، اتّفاقا بيهقى تسيير درجه طالع خود را متّصل به نحس مشاهده كرد و وحشتى حاصل نمود كه از دولتسراى سلطان گريخت در خانه يكى از دوستانش مختفى شده با حالت اندوهناك در زاويه افتاده بود ، ناگاه يكى از باطنيه را مىكشيدند براى سوزاندن از پهلوى اين خانه و زنها و بچّهها از اطراف هجوم آورده بودند براى تماشا ، زنى كه بر پشتبام اين خانه برآمده بود نظرش بر بيهقى افتاد كه با حالت پژمردگى در زاويهخانه خود را پنهان ساخته بود . زن از اين حالت تصوّر نمود كه اين شخص هم باطنى است ، غوغا برداشت مردم را صدا زد كه در اينجا يك نفر پنهان شده است ، عامّه هجوم آوردند و او را گرفته مقتول ساختند و كشته او را از خانه بيرون كشيدند ، بستگان سلطان چون او را ديدند شناختند و عامه را سرزنش و ملامت نمودند ولى نه ملامت فايده بخشيد و نه پرهيز ، قضا را دور كرد . « * »
پادرى
هانرى مارتن نصرانى است ، در اوايل دولت قاجاريه به اصفهان آمد و اوقات خود را مصروف مباحثه با علما مىداشت در ردّ اسلام و اثبات نصرانيّت ،
هامش
( * ) ر . ك : تاريخ الحكماء ، ذيل همين عنوان .