در قصيدهسرايى بود . در مدح معتمد الدوله گفته :
على الصباح چو گرديد جرم مهر عيان * درآمد از درم آن ترك همى خندان
هزار دسته سنبل نهاده بر نسرين * هزار رشتهء لؤلؤ نهفته بر مرجان
نهاده توده عنبر فراز بدر منير * نمود دى به شوشتر طراز سرو روان
بى خود ( شاعر )
نامش زين العابدين از شعرا و اصفهانى بوده « * » - متأخرين " مجمع الفصحاء " - از اوست :
خوشا كز مرگ من آگه آن جفاجو را * به اين تقريب گردانند خرّم خاطر او را
بابا ركن الدّين بيضاوى
مسعود بن عبد اللّه بيضاوى است . در عرفان و مراتب علميّه تمجيد بسيارى از او شده ، مخصوصا ملّا محمّد تقى مجلسى و شيخ بهايى تمجيدى از او نمودهاند ، و نيز متأخر از آنها حاجى كلباسى تعظيم و احترامى از او نموده . از تأليفات او كتاب " شرح فصوص الحكم " را نوشتهاند .
بعضى از ارباب رجال به مناسبت آنكه گنبد او ترك ترك است و مىگويند موافق گنبد علما تسنّن بوده با تأييد به نوشتن فصوص الحكم محيى الدّين سنّى
هامش
( * ) مجمع الفصحاء ، ج 2 ، ب 1 ، ص 182 .