ثانى عشر شمردند . به امور دنيويه و اموال آن خود را آلوده نساخته بود ، چنانچه نوشتهاند تميز مسكوكات مختلف را نمىداده است ، چون به تقريبى چندين سال به بهبهان رفته است و در آنجا عيال گرفته معروف به بهبهانى شده ، پس از آن مجددا رهسپار عراق گشته و تا آخر عمر در همانجا متوقف مىگردد ، تا در سنهء هزار و دويست و پنج وفات كرده .
تأليفات زياد او از حواشى و رسائل مختلف و شروح ، نزديك به شصت جلد مىشود . معروف است كه صاحب ترجمه به سبب زيادتى سن طورى تاريك و تارك شده بوده است كه مسايل مبتلا به را از سيّد بحر العلوم تقليد مىكرده [ است ] . 34
بهجت ( شاعر )
اسمش ميرزا محمّد باقر ، از اعيان اصفهان از خانوادهء فضل و علم ، خط نستعليق را نيكو مىنوشت . زمان محمّد شاه نزد او رفته مدّاحى كرده انعامى يافته .
در مدح معتمد الدوله حاكم اصفهان گفته :
چون خواست به خلق حقتعالى مددى * انگيخت ز انبياى مرسل احدى
آرى نتوان ز حادثات ايمن بود * از لطف خدا تا نبود معتمدى
حاج ميرزا نصر اللّه بهشتى واعظ [ ملك المتكلمين ]
حاج ميرزا نصر اللّه بهشتى فرزند ميرزا محسن فرزند حاج ميرزا مهدى شعرباف كه از زهّاد معروف اصفهان بوده در حدود هزار و دويست و هفتاد