تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
را مهلت داد كه جواب او را حاضر كنيم ، هنگام بيرون آمدن بندار به من گفت ، اگر بخت تو مساعدت كند ، جواب سؤال متوكل را حاضر ساخته به او برسان ، و اين كار را به عهدهء من گذارد . من شب را به زير و زبر كردن دفاتر گذرانيدم تا به اين خبر و مسأله رسيدم آن را حفظ نموده اوّل صبح به اتّفاق بندار نزد متوكل رفتيم ، همين‌كه گفتم متوكل پسنديد و مرا مقرّب ساخت ، و به دربان خود سپرد كه پس از اين هروقت خواسته باشم بتوانم به مجلس او وارد شوم ، از اين راه نعمت فراوانى به من رسيد كه از بركت بندار لره « * » بود .

آمحمّد باقر بهبهانى

فرزند ملّا محمّد اكمل ، ميانهء علماى متأخرين بعد از آمحمّد باقر هزارجريبى ، او را آقاى مطلق گفته‌اند . خانوادهء آن‌ها كه اهل اصفهان بودند ، خود آقا هم در اصفهان در سنهء يك‌هزار و صد و هفده متولّد شده ، تحصيل معقول را نزد والد خود كرده و در ايّام عمر هم تدريس آن را مىنموده ، به موجب شرحى است كه از او در " مرآة الاحوال " نوشته [ شده است ] . پس از فوت پدر و ظهور فتنهء افغان در اصفهان مهاجرت به عراق نموده نزد آسيّد صدر الدّين قمى تحصيل منقول كرد ، سليقهء او مخالف سليقهء آسيّد صدر الدّين گرديد كه داراى مسلك اخبارى بود ، و ترويج از مسلك اصوليين نمود ، و اين مسلك را در آنجا كه تا آن‌وقت مهجور بود « * * » و غالبا طريقهء اخباريه را داشتند ترويج و معمول داشت ؛ نظر به همين نكته او را مروّج و مجدّد مائه
هامش
( * ) ظاهرا بندار مخفف بنكدار فارسى است ، و اشخاصى كه اين اسم را دارند از جهت آنكه متاع‌هاى تجارتى را فراوان خريدوفروش مىكنند اين‌طور ناميده مىشوند . ( مؤلف ) ( * * ) به اندازه‌اى كه كتب فقها و اصوليين را با دستمال برمىداشتند . ( مؤلف )