تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨

افسر

ميرزا عبد الرحيم افسر 29 از خوشنويسان نستعليق اواخر ناصر الدّين شاه در اصفهان بود و اغلب بلكه همه خوش‌نويسان امروزه اصفهان از شاگردان او هستند كه نزد او تعليم گرفته‌اند ، شعر هم مىگفته و افسر تخلّص داشته . در سنهء هزار و سيصد و پنج وفات نموده [ است ] . از اوست در مديحه سيّد جناب پدر مؤلّف :
گرچه انسان نتوان گفت مرا ليك ، تو را * همچو انسان به سزا ، بندهء احسانم من
و نيز از همين قطعه :
فرفر بينى با تق‌تق سينه گويى * مرد خرّاطم يا مسگر كاشانم من
اگرچه در نوشتن نستعليق شيوه شيرينى اختراع كرد ليكن گاهى مانند مير عماد قزوينى قطعه مىنوشت به همان شيوه با امضاى مير عماد از روى قطعات و نوشته‌جات مير عماد و كسى ديگر نمىتوانست امتياز قطعه مير را با قطعه افسر بدهد . مكرر محض امتياز اين كار را كرده بود و قطعه مير را از كسى عاريه گرفته بود نظير آن را نوشته و مسترد داشته بود بدون آنكه تميز بدهد . حتّى وقتى هم مىگفت و پهلوى يكديگر مىگذاشتند تميز ما بين آن‌ها را كسى نمىداد . حالت گوشه‌نشينى داشت ، خانواده او از سلف و خلف در مراتب شعر و شاعرى استاد بوده و هستند . مسكين پدر او و منعم فرزندش معروف و مسلّم در استادى بوده و مىباشند و خود او نيز . و در مطارحهء غزل خواجه گفته است :
دوش بر گردن من سلسله از موى تو بود * دلم آشفته‌تر از موى تو بر روى تو بود
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 118 | مير سيد على جناب