سزد ار به آستان تو دهم جان به حسرت * كه چنين ز كلك قدرت شده سرنوشت ما را
بجز از گياه مهرت ندمد ز مزرع دل * بكن اى سحاب رحمت گذرى بكشت ما را
چه بهطور دل تجلى كند آفتاب رويت * نبود بههيچرويى غم خوب و زشت ما را
من و كوى مىفروشان اگر آسمان گذارد * سر خم بود سلامت كند ار كه خشت ما را
اگر از گل بهشتش به سرشت دست قدرت * ز گل محبت او به ازل سرشت ما را
به بهشت اعورى را دگر احتياج نبود * كه فضاى كوى جانان شده چون بهشت ما را
ميرزا حسين خان اعورىزاده
در سال 1291 متولد شده موسوم به ميرزا حسين خان اعورىزاده ، از سن هفتسالگى مشغول تحصيل شده تا اينكه در سال 1303 شمسى به اخذ تصديقنامهء ششسالهء ابتدايى نايل گرديد و در سال 1306 به گرفتن سيكل دورهء اول متوسطه با رتبهء اوليه موفق شد . حاليّه هم به تحصيلات دورهء دوم متوسطه مشغول است و اين غزل و قطعهء ذيل را در سن شانزدهسالگى سروده است :
عنكبوتى به كرم ابريشم * گفت من در عمل ز تو پيشم
مستعد باشى همچو من در كار * كه به آنى تنم هزاران تار
كرم پيله چنين جوابش داد * مزن از كار بىنتيجه تو داد
گرچه سستى به كار من باشد * محكم و سخت تار من باشد