پرسى گرم ز ديده ، بود بىتو غرق خون * از حال دل مپرس كه گفتم كنايتى 30
الحافظ ابو موسى محمّد بن ابى بكر اصفهانى
از اولاد ابى عيسى اصفهانى مدينى است ، از مشاهير حفاظ است و امام عصر خود بوده در حفظ 31 . و در حديث و علوم متعلقه به حديث تأليفات مفيده كرده . مدتى از اصفهان در طلب حديث مسافرت نمود و باز عود به اصفهان كرد .
ولادت او سنهء پانصد و يك در اصفهان ، وفاتش در سنهء پانصد و هشتاد و يك نيز در اصفهان .
ابن خلّكان در وجه معروفيّت او به مدينى نوشته كه به سبب نسبت به مدينهء اصفهان است ، و از سمعانى نقل كرده كه اين نسبت به چند مدينه داده شده ، اول مدينه رسول ( ص ) ، دوم مدينهء مرو ، سوّم مدينهء نيشابور ، چهارم مدينهء اصفهان ، پنجم مدينهء مبارك به قزوين . . . . از اينجا تأييد مىشود آنچه در اول كتاب الاصفهان « * » مأخوذ از سكه ضرب صد و نود و نه نوشته شده كه وقتى در پهلوى جى بنيان اين شهر نو گرديد اسم آن را عربها مدينه الاصفهان گذاردند .
الفت ميرزا كاظم
از اهل نور بوده به اصفهان آمده مهاجرت و متوطّن مىشود ، شعر را سهل مىگفته ، در زمان ناصر الدّين شاه حيات داشته و وفات كرد . در مطارحه با خواجه گويد :
هامش
( * ) مير سيّد على جناب . الاصفهان ، چاپ سنگى ، ص 7 .