ابو منصور ، يوزچران ملكشاه بوده . فرزند او على چون تعلّم آداب نمود داراى همّت عالى شد و شهرت يافت داراى مناصب بلندى گرديده با بزرگان وصلت نمود . وقتى كه جمال الدّين را پيدا كرد همّت خود را بر تأديب و تهذيب او مصروف داشت تا در خدمت سلطان محمود سلجوقى تقرّب يافت و در تكاليف خود به روز لياقت داد .
وقتى اتابك زنگى والى موصل شد جمال الدّين را همراه خود برد و ولايت نصيبين و جاهاى ديگر را به او واگذارد ، بعد از مشاهدهء لياقت و كفايت او امورات خود را طورى به او واگذارد كه بالاتر از او نمىشد و او را وزير خود نمود .
جمال الدّين داراى اخلاق نيك و حسن محاضره بوده ، در زمان اتابك زنگى كرم و جودى از او ظاهر نبود ، همينكه اتابك را در قلعهء جعبر كشتند بعضى از قشون عازم قتل وزير و نهب اموال او شدند ، جماعتى از امرا او را حمايت نموده به موصل نزد سيف الدّين غازى بن اتابك بردند و باز داراى وزارت شد . در اين وقت جمال الدّين جود و كرم خود را ظاهر ساخت و در بذل اموال مبالغه نمود ، به حدّى كه جواد علم او شد . جماعتى از شعرا ، مدّاح او بودند .
از آثار جميله او اجراى آب به عرفات است و پلههاى جبل را ساخت و سور مدينه را بنا گذارد ، تعمير خرابىهاى مسجد مدينه را كرد ، همهساله اموال و لباس بسيارى جهت فقرا و واماندگان مكّه حمل مىكرد ، و مدّت يك سال كفايت آنها را مىداد ، دفتر مرسوماتى داشت به اسم ارباب حاجت كه نزد او مىآمدند ، انواع خيرات از او به روز نمود .
وقتى در موصل قحطى شد و او با مردم مواسات نمود كه براى او هيچ باقى نماد در صورتى كه عشر غلهء بلاد تيول او بوده برحسب عادت وزراى سلجوقيه . مباشر او حكايت مىكند كه روزى وارد بر او شدم لباس به من داد كه
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 108
مساهمون: مير سيد على جناب
ص١٠٨