تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
هشت وفات يافته . در هندوستان لقب دولتيار جنگ يافته بود . از مريدين رحمت على شاه بوده و غزلياتى در مدح او سروده ، از اوست :
يك جلوه‌اى نمودى ، جان‌ها اسير كردى * يك جلوهء دگر كن ، آزاد كن روان‌ها صاحب‌دلان خموشند در عشق تو و ليكن * ما داستان عشقت گفتيم باز به آن‌ها

ميرزا محمّد اصفهانى ( ناصر على )

ملقّب به ناصر على شاه مشهور به گلكار ، از ملازمين كريم خان زند بوده و بعد مريد نور على شاه گرديد و به فقر مشرف شد . بيرون شهرستان به‌طور عريان روزگار مىگذرانيده تنها با يك شلوار اكتفا كرده بود ، و دائما در حال جذبه بود و به‌نظر عوام ديوانه مىآمد ، كرامات بسيارى به او نسبت داده شده از آن جمله مير افضل هندى كه خود مدعى علوم غريبه بوده با ناصر على مباحثه كرده و كار آن‌ها به مباهله كشيده و در خاتمه مير افضل وفات يافته ، از مناجات او است : الهى هر بلايى كه درويشان را است مرا مبتلا كن تا ايشان تو را آسوده‌خاطر ياد كنند . حاج محمّد حسين ملقّب به حسين على شاه نماز بر او گذارده . از اوست :
خراباتى كه رندان را مقام است * برو صوفى كه خامان را حرام است

مير عبد الباقى اصفهانى

از سادات اصفهان بوده ، به انواع فضائل و كمالات گوناگون در ميان اقران امتيازى داشته . شاه اسماعيل صفوى در قزوين اوصاف او را شنيد از اصفهان او را طلبيد و به اشفاقات شاهانه خرسند ساخت . وقتى شاه اسماعيل شنيد كه از جمله هنرهاى مير عبد الباقى طبّاخى است و انواع اطعمه را در نهايت نيكويى