تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
خانوادهء او متّصل مىگردد به طلحه ، شفيق زبير و از طايفه بنى تيم كه در تيران اصفهان سكونت داشتند و بناى اوليهء مسجد جامع عتيق منصوب به اين طايفه تيم است .

اسير

اسمش ميرزا جلال از او است « * »
بس‌كه مىترسم از جدايىها * مىگريزم از آشنايىها

اسيرى

پدر او زمان نادر شاه صاحب جمع زرگرخانه بوده ، از شغل پدرى دست برداشته پا در دائره فقر گذارده . آقا حسين خان نام داشته ، اوقاتش را به خدمتگزارى فقرا مصروف داشته و به صحبت عرفا مشعوف بوده . درويشى است صاحب كمال ، مثنوى به طرز بوستان شيخ سعدى قريب ده هزار بيت نظم كرده از اوست :
گرفتم اينكه گشايند پاىبستهء ما * چه مىكنند به بال‌وپر شكستهء ما گواه اينكه نه رند و نه زاهديم ، بس است * پيالهء تهى و سبحهء گسستهء ما
ايضا :
نيكو به زن گفت دهقان ده * كه نانى به ايتام همسايه ده كه چون ما نمانيم ز انعام ما * گرسنه نمانند ايتام ما 23
هامش
( * ) ر . ك . آتشكده ، ج 3 ، ص 923 .
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 106 | مير سيد على جناب