چشمى به حسام تو و جسمى به ميان * عمرى به خرام تو و عيشى به دهان
* * *
رفت آنكه به عمرى دل ديوانهء من * يك لطف نمىديد ز جانانهء من
ماهى كه مه دوهفته يك بندهء اوست * يك هفته دوبار آمده در خانهء من
* * *
يا رب تويى اينكه آمدى در بر من * بر زانوى خويش برنهادى سر من
ازبسكه ز بخت بد خود نوميدم * پيش منى و نمىشود باور من
* * *
تا كرده پرىرخم به بر خرقه سياه * افتاده حديث حسن او در افواه
رويش اكنون فزون كند جلوه بلى * اندر شب تيره بيشتر تابد ماه
و له ايضا
چون دورم از آن بزم چو گلشن كردى * رفتى و به بزم غير مسكن كردى
انصاف ده اى دوست كه دشمن كرد است * با دشمن خود آنچه تو با من كردى
* * *
اى سر تو به پاى بس كسان سودستى * اى ديده چه خونها كه تو پالودستى
هر روز هواى گلرخى تازه كنى * اى دل تو عجب بوالهوسى بودستى
* * *
زاغى و زغن يا كه شبى يا شبهى * ظلمى و ظلم يا كه خطا يا گنهى
از تست سياه هر رخ همچو مهى * اى ريش ندانم چه بلاى سيهى
و له ايضا
يا رب تو به من بسى عنايت كردى * الطاف و عطاى بىنهايت كردى
معنى هدايتم كرامت فرماى * در دهر چو نام من هدايت كردى
اى خامه بسى رنج نمايان بردى * در نامه چو اهتمام شايان بردى