در عرشگاه امكان فرخ سير نياكان * ميران ملكآرا شاهان دادگستر
فرمانبران يزدان فرماندهان كيهان * پروردگار زهرا نوباوگان حيدر
هم در ستايش حضرت نايبالسلطنهء مغفور
جاهش فراز افخم و افلاك * نامش طراز نامه و دفتر
عزش نه تحت داند و نه فوق * جودش نه خشك ماند و نه تر
و همت سپهر خواند به پايه * گفتا سپهر كاينش نه درخور
آن گوهريست مايهء ذاتش * كز آفرينش آمده برتر
رأيت دواسبه تاخت بر غيب * معلوم كرده مدغم و مضمر
سعيت دودسته آخته شمشير * معمور كرده كشور و لشكر
نه بىتو هيچ ملك مصفا * نه بر تو هيچ راز مستر
دوشيزگان حجلهء حلقت * چون بر سپهر زهره ازهر
دلكش چو نغز روضهء مينو * زيبا چو پاك طلعت اختر
ننگ جمال سدره و طوبى * رشك زلال زمزم و كوثر
چرخت به طبع خاضع و خاشع * دهرت به طوع ناصر و ياور
عيشت بگاه بزم مهنا * جيشت به روز رزم مظفر
و له
حريم حشمت آن ناسپرده پاى گمان * حجاب حرمت اين نابسوده دست خيال
شمرده فكرت آن هرچه نكتههاى وجود * گشاده همت اين هرچه عقدههاى محال
ز تيغ اين يك بر ماه رايت مهدى * ز بيم آن يك در چاه فتنه دجال
نفاذ حكم يكى را ستاره گشته رهى * سخاى دست يكى را زمانه گشته عيال
هماى همتشان راست دهر در سايه * عقاب رايتشان راست چرخ در چنگال
چو جودشان بشمار اندر است موج بحار * چو حكمشان بشتاب اندرست جرم جبال