گهى ماه سپهر اندر تو پنهان * گهى باغ بهشت اندر تو مضمر
گه از سوسن زنى بر لاله چوگان * گه از سنبل نهى بر ماه چنبر
گهى بر مهر بيزى ريزهء مشك * گهى بر ماه بارى بار عنبر
به زير عنبرت ماه است و لاله * به زير لالهات سرو و صنوبر
صنوبر ديدهاى كز وى برويد * گل و در گل همه ياقوت احمر
شگفت آرى مرا آرى شگفت است * شب تاريك در روز منور
چرايى رفته زى آن شكرينلب * مگر خواهى همى مىخورد شكر
لب آن ترك زهرآلود قند است * منه بر قند زهرآلود او سر
الا اى چون شكر شيرين به هر كار * حديث تلخ از آن لب نيست درخور
ببين هرگز ز شيرينان كسى هيچ * برون آرد شرنگ از شكر تر
همى تا كى مرا ديد از تو بايد * جفاى بىحد و اندوه بىمر
گهى انگيخته از ديده توفان * گهى افروخته در سينه آذر
همه روز من از هجر تو تارى * همه عيش من از عشقت مكدر
تو در خواب و من از مهر تو بيدار * تو در شادى و من در محنت اندر
مرا گفت تو ز اول روز بفروخت * كه دل بستم در آن زلفين دلبر
چه دانستم كه با گفتارت اى ماه * همى كردار تو نايد برابر
تو ز اول مهرپرور بودى اى دوست * چرا ايدون شدستى كينهپرور
نخستين عهد تو با من نه اين بود * كه در آخر بگيرى يار ديگر
در دشمن به روى من گشايى * گذارى دوستى را قفل بر در
نپرسى چون كند آن زار غمگين * نگويى چون شد آن رنجور مضطر
مرا مپسند در خونين غم و رنج * كه نپسندد ز تو شاه مظفر
سر شاهان محمد كايزد او را * بداد از بخت و دولت تخت و افسر
هم در مدحتگزارى خاقان جنت مكان محمد شاه طاب ثراه
زلفين باژگونهء آن ماه سيمبر * با لاله پى سپر شد و بر ارغوان سپر