تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
خوى عتاب‌آميز را با مهر پيوندى بده * هم عشوه را منعى بكن هم غمزه را پندى بده
* * *
تا كى ز بادام ترت عمرم به تلخى بگذرد * آن پستهء لب‌بسته را راه شكر خندى بده
* * *
به يك دل اين همه سود است در سرم اى واى * چه كردمى گر ازين دل هزار داشتمى 1
* * *
زاهد سخن ز مشرب توحيد مىكنى * تحقيق كرده‌ايم كه تقليد مىكنى
* * *
بر ما چه زيان اگر صف اعدا زد * مشتى خاشاك لطمه بر دريا زد
* * *
ما تيغ برهنه‌ايم در دست قضا * شد كشته هرآن‌كه خويش را بر ما زد

من رباعياته رحمه الله

بايد به ره عشق تكاپو كردن * پيوسته به خورشيد ازل رو كردن زين‌سان كه بود ظهور حق از همه سو * بايد ز چه روى روى يك‌سو كردن
* * *
آن روز كه كردند شمار من و تو * بردند ز دست اختيار من و تو فارغ بنشين كه كارساز دوجهان * پيش از من و تو ساخته كار من و تو
* * *
يا رب قدمى به راه توحيدم ده * شوقى به نهانخانهء تجريدم ده دل‌بستگىاى به سر تحقيقم بخش * آزادگىاى ز قيد تقليدم ده

از مثنويات اوست :

پيش كه هنگامهء عالم نبود * غلغل بازيچهء آدم نبود پردگى غيب منزه ز طنز * بود نهان در تتق كنت كنز
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 85 | رضا قليخان هدايت