تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
يا بى باقى اگر ز فانى گذرى * دارى همه چيز اگر ندارى همه چيز
* * *
با من بودى منت نمىدانستم * يا من بودى منت نمىدانستم چون من شدم از ميان تو را دانستم * تا من بودى منت نمىدانستم

468 فيض دكنى هندى

نامش ابو الفيض پسر شيخ مبارك و از مشاهير مشايخ و برادر بزرگ شيخ ابو الفضل دكنى است و از اولاد شيخ حميد الدّين ناگورى بوده‌اند و شيخ ابو الفضل در دولت اكبر شاه گوركانى صدر الصدور بوده تاريخى هم مرقوم داشته كه وقتى به نظر رسيده الحاصل ، شيخ فيضى را تأليفات است . مسموع افتاده كه نيمهء قرآن مجيد را بىنقطه تفسير كرده كلفتى بىحاصل كشيده در سنهء 1040 در لاهور به سراى سرور رفته بعضى از اشعار و مثنوياتش درين كتاب تحرير مىيابد : * * *
اى همنفسان محفل ما * رفتيد ولى نه از دل ما
* * *
تو اى كبوتر بام حرم چه مىدانى * تپيدن دل مرغان رشته بر پا را
* * *
اى كه از باديهء عشق خبر مىپرسى * پاى بردار كه كونين دو گامست اينجا
* * *
در دل من هوس وصل كسى افتاد است * كه ازو در دل هركس هوسى افتاد است
* * *
چشم گهرشناس ندارى چه گويمت * كاين نه صدف چگونه ز يك‌دانه پر شد است
* * *